انسان در رحم دنیا :

مقدمه

انسان به عنوان اشرف مخلوقات قطعا برای هدفی مشخص به جهان آمده است  و البته موقعیت آدمی  در این دنیا همانند جنینی است که در رحم مادر رشد می کند و به تکامل می رسد و پس از مرگ وارد جهانی بسیار بزرگ تر خواهد شد

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
آخرین تغییرات:
توسط
نسخه چاپی شعر
در چشم خرد کل جهان پست و حقیر است
پس شاه زمان هم به نظر مرد فقیر است
این عالم خاکی نبود مقصد و منظور
در راه هدف منزل یک شام مسیر است
ویرانه شود عاقبت این خانه ی زیبا
بیچاره بود هر که در این ورطه اسیر است
حتما نرسد تا دم دروازه ی مقصود
آن کس که در این دایره ی مهلکه گیر است
بستان جهان گرچه خوش و خرم و زیباست
اما همه ی پیکر آن شعله پذیر است
برخیز و دل از این گذر مهلکه بر گیر
سیمای هدف بین که چه بی مثل و نظیر است
گر مرغ هوایی به هوا پر که به فردا
پرواز تو بر دیدن آن منظره دیر است
طوری که رحم بهر جنین جلوه نماید
چون دید من از وسعت کیهان کبیر است
روزی متولد شود آن بچه و بیند
دنیای رحم وه که چه تاریک و صغیر است
جان از قفس تن شده مشتاق تولد
چون از رحم و دیدن این منظره سیر است
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
برگرفته از کتاب پرتوی از عشق
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
شاد و خرم شده از بند قفس پر زده ام
کنده از باغ و چمن دیده به خوشتر زده ام
از گل و گلشن زیبا بکشیدم دل خویش
این دل آینه بر چهره دیگر زده ام
در بلندای افق می نگرم مسند نور
پر به سوی هدفی پاک و منوّر زده ام
گر ملائک همه بر بام فلک پر زده اند
بیش از آنان به فراسوی فلک پر زده ام
خرم آن دم که شدم از تن فرسوده جدا
جوهر پیکره بر خانه بی در زده ام
دار دنیا نبود جای منی محرم راز
خوشتری چونکه بود پا به محقر زده ام
پیش از این آنچه سرودم نکند جلوه دگر
چون بر آن برگ خطا لکه ی جوهر زده ام
چون نماند به چنان شیوه ی بیهوده امید
آتش خاتمه بر دستک و دفتر زده ام
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
برگرفته از کتاب پرتوی از عشق
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

پی نوشت

.

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
اثبات عقلی وجود زندگی جاویدان پس از مرگ
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
واژه‌ های عشق و میل از جمله ی معنا بود
اسم معنی در کلام از دیگری شیوا بود
عاشق و معشوقه باید تا که باشد عشق پاک
بودن عشقی یقین وابسته ی آنها بود
تا نباشد عاشقی عشقی نیاید در میان
عشق عاشق فی المثل بر چهره ای زیبا بود
از وجود چشمه آب حیاتی در جهان
نکته‌ ها بر دفتر افسانه‌ ها گویا بود
دارد انسان عشق وافر بر حیاتی جاودان
زندگی معشوق و انسان عاشقی شیدا بود
چون بود عشقی میان باید که معشوقی بود
گرچه این معشوق انسان یار ناپیدا بود
هر کسی عمرش سر آید بی گمان در این جهان
پس یقین معشوق ما جایی جز این دنیا بود
بر عطای عمر جاویدان نباشم ناامید
از خداوندی که بر امیال ما دانا بود
آنکه در ما اینچنین میلی مقرر کرده است
خود عطا بخش کریمی بر مراد ما بود
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
برگرفته از کتاب پرتوی از عشق
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
در موقع مرگ بنده زاری نکنید
دنبال جنازه بی قراری نکنید
دنیا قفسی بود و رها چونکه شدم
جز خنده بر این مرغ فراری نکنید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆


جناب سعدی می فرماید:
تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است
یعنی نصیحت کردن به آدم نادان مثل قرار دادن گردو روی گنبد است 
یعنی سعی ای است بیهوده....

اما حضرت حافظ نتیجه گیری کرده و گفته:
تیغ سزاست هر که را درک سخن نمی کند

و باز جناب سعدی در جای دیگری می فرماید:

لقمان را گفتند ادب از که آموختی؟

گفت از بی ادبان....

و به راستی درس گرفتن از تجربیات دیگران ارزان ترین روش برای انتخاب راه زندگی است...

البته تغییر و دگرگونی همواره بوده و هست و خواهد بود
اما  انسانها اغلب قابل تغییر نیستند و تقریبا بیشتر مردم همواره راه خطای گذشتگان را تکرار می کنند

دقیقا مثل اینکه فرضا  خیلی ها  دیده اند که فلانی در  راه بن بستی چون اعتیاد وارد شده و سپس پشیمان شده می خواهد با زجر و مشقت از آن راه  رفته باز گردد ؛ اما من نمی فهمم چرا بقیه هم همان راه خطا را دوباره و سه باره و.... تکرار می کنند؟

ببینید در طول تاریخ طبق فرمایش قرآن اکثر مردم در جهالت و غفلت بودند و هستند و....
اکثرهم غافلون
اکثرهم لا یعلمون.....

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
غافل شدن از قصه ی دوران تاکی؟
گوشی در و دروازه بر انسان تاکی؟
پند از دل تاریخ جهان کی گیری؟
پا در پی اجداد پشیمان تاکی؟....
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.