انتقاد از رفتار اجتماعی ایرانیان در طول تاریخ **

مقدمه

در این شعر به پاره ای از خصوصیات مردم ایران در طول تاریخ اشاره شده و از نمک ناشناسی و استبداد پروری و دور شدن از معیارهای انسانی که مردم ایران به آن دچار بوده و هستند گله و شکایت شده است.

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

آخرین تغییرات:
توسط
نسخه چاپی شعر
هر کس که بسوزانده به سختی پدر ما
باشد همه جا محترم و تاج سر ما
وی بد کند و ما همه در خدمت اوییم
تدوین شده اینگونه حقوق بشر ما
پس غیر ستم شیوه ی دیگر نگزیند
هر کس که شناسد روش بی خطر ما
شد ناصرالدین شاه جفا پیشه ی عیاش
یک دوم قرنی به حکومت به سر ما
او سایه ی الطاف خدا بر سر ما بود
لعنت به چنین باور و درک و نظر ما
هر کس که به ما خدمت شایسته نماید
در فین رگ او را بزند یک نفر ما
شد ظلم و خیانت به سر نادر افشار
زیرا شده او باعث فتح و ظفر ما
ما را چه به سازندگی و فکر رضاشاه؟!
شایسته بود با خر و قاطر سفر ما
ما تابع زوریم و به حق لایق گوریم
یارب مشکن زیر حماقت کمر ما
در دوز و کلک خبره و مشهور جهانیم
دنیا بشناسد به فراست اثر ما
ما خلق دغل باز و پر از مکر و فریب ایم
شیطان متحیر شده از هر هنر ما
من آنچه که گفتم به یقین مایه ی ننگ است
پس کس نبرد خارج محفل خبر ما
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

پی نوشت

.

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
وضع ایران را اگر بینی برایت جالب است
گوئیا این مملکت بی حاکم و بی صاحب است
کشوری با این منابع ؛ با وجود نخبگان
از چه رو درگیر فقر است و عدالت غایب است؟
خوردن مال حرام و دزدی و غارتگری
خارج از حکم خدا در آیه های کاتب است
پس چرا هر کس تواند دزدد از اموال خلق؟
چونکه دین اینجا فقط لفظ و شعاری کاذب است
هر کسی فرمانروای مردم ایران شود
میل او حتی بر احکام الهی غالب است
پس نشانی از عدالت این میان هرگز مجو
چونکه اغلب هر که بینی رذل و دزد و غاصب است
سخت اگر باشد تو را باور بر این صحبت ؛ برو
یک سری سوی محاکم ؛ بین چه در این قالب است
بسط بی فرهنگی و مرگ شعور و معرفت
از پیامد های جمعی دین ندار کاسب است
بابت این ارتقای سطح درک و بسط دین
سجده ی شکری یقین این واعظان را واجب است.....
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
سروده ی ۲۷ شهریور ۱۴۰۴
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

.

.

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
دلیل کوتاه بودن دوران خدمت رسانی
شهید رجایی و شهید رئیسی و.....
جا دارد مردم ایران شبانه روز به حال خود زار زار گریه کنند که چرا هرگاه افراد پاک و مخلصی چون شهید رجایی و شهید رئیسی و.... مسند خدمت گذاری را به دست می گیرند فرصت زیادی برای خدمت ندارند؟....
و البته این قاعده فقط مخصوص زمان ما نیست
چنانچه به سر بزرگانی چون
قائم مقام فراهانی و امیرکبیر و دکتر مصدق و.... نیز همین بلایا آمده است
به نظر شما آیا واقعا جای سوال و تعجب نیست که چرا افراد نالایق و پستی چون ناصر الدین شاه پنجاه سال فرصت حکومت بر مردم ایران را دارند اما خدمت گذارانی چون شهید رجایی حتی مجال چند ماه خدمت هم نمی یابند؟....
تاسف بار ترین و شرم آور ترین جواب این است که با عرض معذرت بگویم:
به نسبت حاکمان را با خلایق
مثل باشد خلایق هر چه لایق.....
گریه کن بر این خزان و سرگذشت....
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

.

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
آن شب که خرد پرید و بر ماه افتاد
با یاری روس و امریکا شاه افتاد
افتادن او همان و ماشین وطن
با ملت خام و ساده در چاه افتاد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

دلایل سقوط
حکومت محمد رضا پهلوی در ایران
چه بود؟؟
آنچه اکثر مورخین در این چهار دهه بعداز انقلاب نوشته اند این بوده که:
1ـ ایران تا سال ۵۷ چهارمین قدرت نظامی مدرن جهان را در اختیار داشت و کبری و بِل و شینوک و اف14 و هاورکرافتهایش کل اعراب خلیج فارس را به دستبوسی واداشته بود...
2ـ برترین خطوط هواپیمایی مسافری جهان (هما) را بنام ایران ثبت کرده بود.
3ـ اعتبار پول و پاسپورت دولت شاهنشاهی ایران به معتبرترین های جهان تبدیل شده بود.
4ـ همکاری و تبادلات علمی دانشگاههای ایران با دانشگاههای برتر جهان، دانشگاههای دولتی ایران را به یکی از معتبرترین مراکز علمی آسیا مبدل کرده بودند.
اعطای بورسیه دولتی به دانشجویان نخبه جهت ادامه تحصیل در دانشگاههای برتر اروپا و خصوصا آمریکا و عدم علاقه ی آنها به اقامت در خارج و ترک وطن، باعث شده بود ترکیبی از هوش بالای ایرانی ها با علم روز جهان پدید آید که به ادامه ی این روند رو به رشد و پیشرفت کشور در آینده کمک شایانی می کرد.
5ـ ایران پر از کارخانه های صنعتی مدرن شده بود.
اطراف تهران کارخانه های پارس ، ارج ، آزمایش ، ایران خودرو ، سایپا ، کفش ملی ، صنایع غذایی مختلف همچون پاک و مینو و زمزم و ...
و شهرهای صنعتی تبریز ، شیراز ، اصفهان ، اراک ، اهواز و ...
ایران را بعد از ژاپن به (قدرت دوم صنعتی آسیا) تبدیل و پیشتاز تولید خودرو ، واگن ، ماشین آلات راهسازی و کشاورزی و صنایع مادر همچون ذوب آهن و فولاد و مس و آلومینیوم کرده بودند و برخی از آنها حتی به بازار شوروی و آمریکا صادر می شدند...
6ـ ثروت ایران همراه با "آینده نگری" مسئولانش باعث شده بود تا این کشور سهام بسیاری از کارخانجات مهم و کلیدی را از جمله صنایع فولاد کروپ و مرسدس بنز را خریداری کند و در قلب بورس و اقتصاد جهان (خیابان منهتن) صاحب برج شود!
دیگر حتی برخی از قدرتها و کشورهای اروپایی از ایران وام گرفته بودند و عملا مقروض حکومت شاه شده بودند...
7ـ این آینده نگری به اینجا ختم نشده بود و در شرایطی که همه جهان وابسته به نفت بود و ایران ژاندارم و فرمانروای خلیج فارس سرشاز از نفت بود....
شاه ایران به فکر دستیابی و استفاده از انرژی نویی بنام انرژی اتمی بود.
ایران قبل از سال ۵۷ از آمریکا راکتور تهران را خرید و سپس با زیمنس آلمان قرارداد ساخت نیروگاه اتمی بوشهر را بست و همزمان به فرانسه سفر کرد و 10درصد سهام بزرگترین کارخانه اتمی اروپا را خرید و با فرانسوا میتران قرارداد خرید 4 راکتور فرانسوی را بست....
ولی محمد رضا پهلوی باید می رفت (وقتش رسیده بود)
در کنفرانس گوادلوپ کارتر رسما اعلام کرد که دیگر شاه باید برود و ارتش آمریکا جای ارتش ایران را در خلیج فارس و خاورمیانه خواهد گرفت...
انگلستان هم برای فرار از بدهی هایش به ایران، پشت آمریکا درآمد....
مورخین می نویسند که شاه در پیامی بی سابقه با خشم کارتر را خطاب قرار داد که بدون شناخت فرهنگ و تاریخ ملتها چنین تصمیمی گرفته و او یک فرد نیست که با تغییرش روابط ایران و آمریکا پابرجا بماند..
و با رفتن او شرایط از کنترل خارج خواهد شد و خاورمیانه روی آرامش را نخواهد دید!
مورخین می نویسند که در ۲۷ دسامبر ۱۹۷۸ میلادی ، در کاخ نیاوران ملک حسین پادشاه اردن هاشمی به محمدرضا شاه گفته بود:
"نرو، زیر پای مردم خاورمیانه نفت نیست، بشکه های باروت است!!
اگر بروی خاورمیانه رفتنی است ...."
می نویسند که شاه در جوابش گفته بود:
"قیمت این رفتن را مردمی خواهند پرداخت که نمی دانستند برقراری صلح در منطقه ای با میلیارد ها دلار منابع طبیعی و انرژی کار هر حکومتی نیست!!
من در مقابل مردم خود نخواهم ایستاد...
سلطنت بر روی جنازه های مردم کشورم خواست من نیست...
برای من "رفاه و آینده مردم" ایران مهم بود...
مشکل باروت زیر پای مردم خاورمیانه تقصیر من نیست، تولید روزانه ۳۰ میلیون بشکه نفت همه ی دنیا را به خاورمیانه می کشد و بعد از رفتن من، میدانم که خاورمیانه رفتنیست..."
و به همین دلایل است که کارشناسان مسائل سیاسی معتقدند که او باید می رفت (وقتش رسیده بود)
منابع:
ـ "یادداشتهایی از گوادلوپ"
ژیسکار دِستن ؛ رییس جمهور وقت فرانسه
ـ "مجموعه خاطرات"
ملک حسین پادشاه اردن
ـ "پاسخ به تاریخ"
نوشته ی محمدرضا پهلوی
ـ "ماموریت در ایران"
نوشته ویلیام هیلی سولیوان ؛
مامور ویژه ایالات متحده در طرح تغییر و براندازی حکومت ایران‌.‌
هندسه خلقت
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
و البته در این متن از ذکر اصلی ترین دلیل سقوط رژیم شاه و توقف پیشرفت و خدمت رسانی دولت به مردم ایران و.... پرهیز شده است
دلیل اصلی سقوط شاه
نمک نشناسی و بی چشم و رویی و طماع بودن مردم ایران است
و در یک کلام باید گفت
به نسبت حاکمان را با خلایق
مثل باشد خلایق هر چه لایق.....

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

 ایران ، سرای خیانت کاران
ایران هیچ وقت شرایط ایده آلی نداشته و ظاهرا نخواهد داشت
 
شاید در تمام دنیا کشوری خیانت پرور تر از ایران نباشد
 
کمی فکر کنید
یکی از بهترین پادشاهان طول تاریخ ایران نادر شاه بود
چه کسانی او را کشتند؟
 
آخرین پادشاه ساسانی را چه کسی کشت؟
 
مردم با مصدق چه کردند؟
 
به سر امیر کبیر چه آمد؟
 
رفتار مردم ایران با محمدرضا شاه با آنهمه خدمت چگونه بود؟
 
بی خیال شویم بهتر است و الا حالت تهوع پیدا خواهیم کرد.‌.....

نمونه ای از خیانت و وطن فروشی ایرانیان

وقتی که چنگیزخان نتوانست بخارا را تسخیر کند نامه ای نوشت که هرکس با ما باشد، در امان است!
اهل بخارا دو گروه شدند، یک گروه مقاومت کردند و گروه دیگر با او همراه شدند.
چنگیزخان به آن ها نوشت: باهمشهریان مخالف بجنگید، و هر چه غنیمت به‌دست آوردید، از آن شما باشد و حاکمیت شهر را نیز به شما می‌دهیم!
ایشان پذیرفتند و آتش جنگ بین این دو گروه مسلمان شعله‌ور شد... و در نهایت، گروه مزدوران چنگیز خان پیروز شدند.
اما شکست بزرگ آن بود که او دستور داد گروه پیروز خلع سلاح و سربریده شوند!
چنگیز گفته‌ی مشهورش را گفت: اگر اینان وفا می‌داشتند، به خاطر ما بیگانگان، به برادرانشان خیانت نمی‌کردند!
این عاقبت خود فروشان است
الكامل فی التاريخ
عزالدین بن اثیر

چگونه می توان 

ریشه ی فساد را در ایران خشکانید؟:

روزی رضا شاه با خبر شد که در مسیر یکی از شهرهای  جنوبی کشور شب ها راهزنان سر راه مسافرین را در بیرون شهر گرفته و دار و ندار و پول آن ها را به یغما می برند.
رضاشاه دستور می دهد امیر احمدی یک کالسکه آماده کند تا با هم به محل وقوع جرم و جاده ی مربوطه بروند.

 امیر احمدی به شاه عرض می کند:
 اجازه بدهید من تنها بروم، شما شاه هستید و امکان دارد خدای ناکرده بلایی سرتان بیاید درست نیست که شما شخصا بیایید .

امیراحمدی می گوید ؛ شاه فرمودند:
 خودم باید باشم تا ببینم چه خبر است 
راه می‌افتند و شب هنگام با لباس شخصی به نزدیکی آن منطقه می‌رسند که 5 نفر مسلح راه را بر ایشان سَد می کنند و می گویند؛ 
کجا می‌روید؟
 رضاشاه می گوید ؛ می خواهیم برویم شهر. 
می گویند:
 پول دارید؟
می گوید ؛ بله پول هم داریم، 
دزدها می گویند:
خرج دارد باید پول بدهید تا رد شوید.

پیاده می شود و شروع می کند به دادن پول به آن ها و دست آخر
می گوید: 
سیگار می‌خواهید؟ 
راهزن‌ها می گویند:
 داری؟ 
می گوید: 
آره بابا بیایید ... 
و یکی یکی به آن ها سیگار می دهد و با کبریت برای شان تک تک سیگارها را روشن می کند و می گوید:
 حالا می توانیم برویم ؟!
می گویند:
 بفرمایید راه حالا باز است....

آن شب رضاشاه به هنگ می رود و شب را در آن جا می ماند و صبح زود در مراسم صبحگاهی هنگ شرکت کرده و بعداز صبحگاه می گوید:
  آن 5نفر که دیشب راه را به آن درشکه بستند و پول گرفته بودند از صف بیرون بیایند.

همه ساکت بودند و کسی جرات نمی کند بیرون بیاید. 
مجددا با صدای مهیب خود می گوید بیایند بیرون چرا که اگر خودم بیارم شان بیرون ایل و تبارشان را هم از بین می برم، دیشب کبریت زدم و چهره ی یک به یک تان را دیده ام و می شناسم، بیایید بیرون،
 باز همه ساکت و خبردار ایستاده بودند.

 دستور می دهد همه پنج قدم  به عقب بروند، 
همه اجرای امر می کنند و می بینند پنج نفر نقش بر زمین افتاده اند.
 دو نفر از آن ها از ترس در جا سکته زده و مرده بودند و سه نفر خود را خراب کرده بودند....

رضاشاه فریاد می زند: 
پدر سوخته ها من این جا هنگ گذاشته ام تا امنیت مردم برقرار شود،آن وقت افراد هنگ، خود راهزن شده و سر راه مردم را می گیرند؟ 
 اول شک داشتم برای همین خودم آمدم ببینم. تا مبادا لاپوشانی کنید.


ماموریت تمام شد و رضاشاه برگشت و دیگر سابقه نداشت که در آن منطقه دزدی شود.

نقل از خاطرات سپهبد امیر احمدی، از افسران و همراهان رضاشاه...

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

از خدا خواهم رضاشاهی دگر......

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
هم مجری عدل و مهربان باید بود
هم ضد فساد و ظالمان باید بود
وقتی که ستم روال حاکم باشد
در صحنه ابوذر زمان باید بود
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

.
آرزو دارم بعداز اینهمه ظلم و فساد و بیداد
پس از سالها فربب و خیانت و ریا
بعداز اینهمه اختلاس و تاراج منابع و ذخایر ایران 
یک نفر شیرمرد
یکی مثل نادر
و یا کسی همانند رضا شاه پیدا شود و همانطور که او تمام دزدان سرگردنه را نابود کرد  ریشه ی اینهمه فساد و بیداد را از بیخ برکند

رضا شاهی بیاید و به همه ی دزدان در هر لباس و سمتی که باشند از گدا زاده های تازه به دوران رسیده تا مدیران بیسواد و نالایق اعلام کند تاراج معادن و ذخایر ایران دیگر بس است
تا امروز هر کس به ناحق از کیسه ی بیت المال مالی اندوخته است یک ماه فرصت دارد آن را به بیت المال بر گرداند که در این صورت بخشیده خواهد شد اما پس از مهلت مقرر اگر دزدی  خود به دزدی اش اعتراف نکرد و پس از حسابرسی معلوم شد کسی به ناحق و بصورت غیر قانونی به مال و منالی رسیده است ضمن باز پس گیری اموال نامشروعش او و همه ی بستگانش را در ملا عام گردن خواهیم زد.....

کسانی هم که اختلاسی کرده و به خارج گریخته اند باید اموال غارت شده را به ایران برگردانند و الا در هر جای این کره ی خاکی که باشند از تیغ انتقام ما در امان نخواهند بود و عن قریب به دست ماموران مخفی ما در اقصی نقاط جهان به درک واصل خواهند شد

با چنین طرحی فکر می کنید دیگر کسی  جرات دست درازی به بیت المال را  داشته باشد؟؟؟


از خدا خواهم رضاشاهی  دگر
تا نماید خائنان را در به در....

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.

نظر توسط سیدوحید محمدی کچپی

سلام... عالی و بی نظیر ...احساس برادری حق گویی با تو می کنم...با تشگر

نظر توسط حامد

کسی که حتی نام فامیلش را از دیگران دزدیده، چگونه می تواند حافظ منافع ملت باشد؟
http://fzkhalili.blogfa.com/post/6
https://psri.ir/?id=s7kq8s5i

نظر توسط

سلام بر شما

اولا
متاسفانه در طول تاریخ کشور ایران عمدتا در دست افراد نالایق و پادشاهان عیاش بوده است

در ثانی
هیچکس جز حضرات اهلبیت علیهم السلام بی عیب و نقص نیست

اما اگر از عملکرد حکمرانان ایران در طول تاریخ معدل بگیریم رضاشاه جزء یکی از بهترین پادشاهان تاریخ ایران است

ثالثا مواردی چون نام و نام خانوادگی چندان اهمیت و ارزشی ندارد که بخواهیم در موردش بحث کنیم

حساسیت شما در مورد انتخاب نام خانوادگی برای رضاشاه مرا به یاد دوران تحصیل ام انداخت

بنده در دانشگاه صنعتی اصفهان در رشته ی شیمی نساجی تحصیل می کردم
زمانی یکی از دروس تخصصی را با استادی داشتیم که تعصب خاصی در بکار گیری واژگان فارسی داشت
او اصرار داشت دانشجویان هرگز از واژه ی پلیمر استفاده نکنند و بجای آن از واژه ی معادل فارسی آن بسپار استفاده کنند

یک روز که به این خاطر استاد به یکی از دانشجویان بخاطر این مسئله گیر داد از کوره در رفتم و گفتم

ببخشید جناب استاد
فرض کنید از این پس همه بجای کلمه ی پلیمر بگویند بسپار
هزاران واژه ی دیگر پلیمری را چه بنامند؟

به جای پلی اورتان و پلی پروپیلن و پلی اتیلن و پلی استایرن و.... چه بگویند

حال حکایت آن بنده خدا هایی است که به خاطر واژه ی پهلوی دعوا داشته اند.....

به هر حال موردی را که شما متذکر شدید به نظر حقیر چندان اهمیتی ندارد

سلامت و موفق و سرافراز باشید
ان شاءالله
حامد کسی که حتی نام فامیلش را از دیگران دزدیده، چگونه می تواند حافظ منافع ملت باشد؟ http://fzkhalili.blo